معنی ذوالرمحین
6 بازدید
[ ذُرْ رُ حَ ] (اِخ) لقب ابوزمعة جد عمربن ابی ربیعهٔ مخزومی است و گویند برای درازی بالای وی این لقب بدو داده اند و برخی گفته اند از آنروی که در یوم عکاظ با دو نیزه و دو دست جنگ کرد. قاله الکلبی. (نقل از حاشیهٔ المرصع خطّی پراغلاط).[ ذُرْ رُ حَ ] (اِخ) لقب عبداللََّه یکی از اشراف اولاد احزم بن ذهل. و صاحب تاج العروس در مادهٔ حزم گوید: و احزم بن ذهل فی نسب سامةبن لؤی، من نسله عبادبن منصور قاضی البصرة و عبداللََّه ذوالرمحین احدالأشراف و هو عبداللََّه بن نعام. و فی التبصیر، عبداللََّه بن ذی الرمحین.[ ذُرْ رُ حَ ] (اِخ) لقب عمروبن المغیرة. از آنروی که هر دو پای باریک و دراز داشت.[ ذُرْ رُ حَ ] (اِخ) لقب عوف بن ربیع و لقب دیگر او ذوالخمار است. رجوع به ذوالخمار عوف شود.[ ذُرْ رُ حَ ] (اِخ) لقب مالک بن ربیعةبن عمروبن عامر که با دو نیزه و دو دست مبارزت می کرد. قاله الکلبی. (از حاشیهٔ المرصع خطی پرغلط).[ ذُرْ رُ حَ ] (اِخ) لقب هاشم بن المغیرةبن عبداللََّه بن عمربن مخزوم المخزومی و دختر او مسماة به حنتمة مادر عمربن الخطاب رضی اللََّه عنه است. و منه حدیث ابی العاص انّ ابن حنتمة بعجت له الدنیا معاها. (از تاج العروس). و در عقدالفرید هم نام این هاشم ابی المغیرة ذوالرمحین آمده است.
کلمات همقافیه با «ذوالرمحین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر