معنی ذوالرمث
6 بازدید
[ ذُرْ رَ ] (اِخ) موضعی است به دیار عرب و ذکر او در شعر بسیار آمده است. ابن میاده گوید: و منزلة اخری تقادم عهدها بذی الرمث عفتها صبی و شمول. (از المرصع). و ذوالرمة گوید: و مازلت اطوی النفس حتی کانّها بذی الرمث لم تخطر علی بال ذاکر حیاء و اشفاقاً من الرکب ان یروا دلیلاً علی مستودعات الضمائر. از عیون الاخبار ابن قتیبة ج ۴ ص ۱۴۳ و نابغهٔ بنوجعدة راست: ارحنا معدّاً من شراحیل بعد ما اراها مع الصبح الکواکب مظهرا و علقمة الحرّاب ادرک رکضنا بذی الرمث اذ صام النهار و هجرا. (از عقدالفرید جزو ۳ ص ۳۴۴). و رمث نام درختی است.
کلمات همقافیه با «ذوالرمث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مث» برای سرودن شعر