معنی ذوالحلیفة
5 بازدید
[ ذُلْ حُ لَ فَ ] (اِخ) موضعی بر شش میلی مدینهٔ مُنَوَّرَة. و آن آبی است بنوجشم را و هم آنجا میقات اهل مدینه و شام باشد. و رسول اکرم (ص) در صلح حدیبیه در ذوالحلیفة احرام بست. || موضعی است از تهامة میان حادَّة و ذات عرق. رجوع به فهرست جزء ۱ امتاع الأسماع و نزهةالقلوب ج ۴ ص ۱۶۹ و المرصع ابن اثیر. و حبیب السیر، ج ۱ ص ۱۲۸ و ۱۳۴ و ۱۴۰ و ۱۴۱ و ۲۳۸ شود.
کلمات همقافیه با «ذوالحلیفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر