معنی ذوالحجرین
6 بازدید
[ ذُلْ حَ جَ رَ ] (اِخ) ازدی، مردی از قبیلهٔ ازد که دختر وی به سنگی خسته و استخوان خرما کوفتی شتران را و به سنگ دیگر جو اهل و قرابت خود را.
کلمات همقافیه با «ذوالحجرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر