معنی ذوالجرة
6 بازدید
[ ذُلْ جِ رْ رَ ] (اِخ) باب بن ذوالجرة، او بجنگ ریشهر، شهرک فارسی را بکشت.
کلمات همقافیه با «ذوالجرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر