معنی ذوآرام
7 بازدید
(اِخ) صاحب تاج العروس گوید: حزم، به آرام، جمعتها عاد علی عهدها. قاله ابومحمد الغندجانی فی شرح قول جامع بن مرقیة: ارقت بذی آرام و هنا و عادنی عدادالهوی بین العناب و خنثل. و صاحب منتهی الارب گوید: ذوآرام؛ جائی که در آن اعلام جمع کردهٔ عاد است.
کلمات همقافیه با «ذوآرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر