معنی ذعاف
7 بازدید
[ ذَ ] (ع مص) ذَعف. بمردن. هلاک شدن.[ ذُ ] (ع ص، اِ) ذَعف. سمّ ساعة؛ زهر که در ساعت بکشد یا عام است یعنی زهر مطلق. زهر قاتل. زهر کشنده. (مهذب الاسماء). ج، ذُعُف. || موت ذعاف؛ مرگ شتاب. مرگ سریع. موت مُذعِف؛ مرگ ناگهانی.
کلمات همقافیه با «ذعاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر