معنی ذرب

معنی ذرب

7 بازدید
[ ذَ رَ ] (ع مص) بذائت لسان. زبان درازی. بدزبانی. ج، اَذراب. || تیز شدن شمشیر و زبان و امثال آن. || تباه شدن ریش و فراخ گردیدن آن یا روان گردیدن زرداب از وی. تباه شدن جراحت. (تاج المصادر بیهقی). || ذَربُ جرح؛ دوا نپذیرفتن خستگی. || اسهال پیچ. (تاج المصادر بیهقی). || تباه شدن معده. و فی الحدیث، فی البان الابل و ابوالها شفاءُ للذرب. و هو داءٌ یعرض المعدة فلا ینهضم الطعام و یفسد فیها و لا یمسک. || اصلاح گرفتن معده (از اضداد است). || آزاری که به نشود. || زنگ. صَدَأ. || اسهال. شکم روش. || سخن بد. بیهوده گفتن. ذروبت. ذَرابت.
[ ذَ ] (ع اِ) نشگردهٔ کفشگران. ازمیل اسکاف. شفرة الحذّاء.
[ ذَ ] (ع ص) حدید. تیز.
[ ذَ ] (ع مص) تیز کردن چیزی را.
[ ذِ ] (ع اِ) سنگریزه مانندی است که در زیر پوست بر گردن آدمی یا ستور پیدا آید. || مرضی از امراض جگر و آن سنگ یعنی حصاة پیدا کردن کبد باشد.
[ ذَ رِ ] (ع ص) تیز از هر چیزی: سیف ذَرِب؛ شمشیری تیز، سیفٌ حدید. لسان ذَرِب؛ زبان تند و تیز و بد. || مرد بذیّ اللسان؛ مرد بدزبان. مرد زبان دراز. || تیز زبان. || (اِ) نشگرده. ازمیل. شفرة. ج، ذُرب.
[ ذِ رَ ] (ع اِ) جِ ذِربَة.
[ ذُ ] (ع اِ) جِ ذَرِب.
[ ذَ رِ ] (اِخ) ابن حوط. در البیان والتبیین ذیل (باب من اسماءالکهان و الحکام و الخطباء و العلماء من قحطان) آرد: از قدمای در حکمت و خطابه و ریاست. عُبَیدبن شرّیةالجرهمی و اسقف نجران و... و ذَرِب بن حوط و علیم بن جناب و... اند.

کلمات هم‌قافیه با «ذرب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید