معنی ذرایع
7 بازدید
[ ذَ یِ ] (ع اِ) جِ ذَریعَة. وسایل. وسایط. دست آویزها: شوافع و ذرایع که سیمجوریان را بر دولت آل سامان ثابت است مهمل نگذارند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ خطی مؤلف ص ۷۹). سلطان آن وسائل و ذرایع بنظر قبول ملاحظه فرمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ تهران ص ۳۷۴). من نیز بندهٔ قدیمم و به ذرایع خدمات شایسته، حقوق ثابت گردانیده ام. (جهانگشای جوینی). در مقدّمهٔ مشایعت بندگی دولت و متابعت هواداری اخلاص حضرت به ذرایع متین و وسائل مبین اختصاص یافته بود. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «ذرایع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر