معنی ذخی
6 بازدید
[ ذَخْ یْ ] (ع مص) واخیده شدن پشم به کمان ندّافی. (منتهی الارب). محلوج شدن پشم با کمان حلاّج. || شتابی کردن. (منتهی الارب). || ذَختهم الرّیح؛ رسید به آنها باد و نیست ایشان را از آن پرده و مانع.
کلمات همقافیه با «ذخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر