معنی ذح
7 بازدید
[ ذَح ح ] (ع مص) سیلی زدن. تپانچه زدن. طپانچه زدن. کشیده زدن. چک زدن. || شکافتن. || کوفتن. || آرمیدن با.
کلمات همقافیه با «ذح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذح» برای سرودن شعر