معنی ذباح

معنی ذباح

7 بازدید
[ ذُ / ذِ / ذُبْ با ] (ع اِ) گیاهی است زهردار. || آزاری است در حلق. درد گلو. ذبحة، و آن بیماریی است صعب در گلو و حلق. درد گلو یا خون است که خناق پیدا کند پس میکشد، یا ریشی است که در حلق برآید و در مثل است: ربّ مطعمة تکون ذباحاً. || شکاف سر انگشتان. (دهار). || داغ که بر حلق اشتر نهند. (مهذب الاسماء). || موت ذباح؛ موت سریع. موت زؤآل. موت زُؤاف.
[ ذُبْ با ] (ع اِ) کفتگی های باطن انگشتان پای.
[ ذَ ] (ع مص) ذَبح، در تمام معانی. || شکافتن. پاره کردن. || گلو بریدن. || خبه کردن و هلاک ساختن. || ذباح دَن؛ سوراخ کردن خم. || ذبحت اللحیة فلاناً؛ دراز گشت و فروهشت لحیه زیر زنخ وی و پیدا آمد پتفوز آن. ذبح الخمر الملح و الشمس و النینان ای طهرها و اباح استعمالها. و نینان، جمع نون بمعنی ماهی است.
[ ذَبْ با ] (ع ص) گوسپندکش. (مهذب الاسماء). سلاّخ.

کلمات هم‌قافیه با «ذباح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید