معنی ذالغ
7 بازدید
[ لِ ] (ع ص) مرد بدخنده || امری ذالغ؛ کاری بی فائده، امری مُتذلغ.
کلمات همقافیه با «ذالغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لغ» برای سرودن شعر