معنی ذال
7 بازدید
(ع اِ) خوج خروه. تاج خروس. خود خروه. عرف الدیک. و آن گوشتپاره ای سرخ است که بر سر خروس بود. فش خروس. (قاض یخان بدر محمد دهار).(اِ) نام حرف نهم از حروف تهجی عرب و یازدهم از حروف فارسی است میان دال و راء و صورت آن این است (ذ) یعنی دال با نقطهٔ فوقانیة: که دال نیز چو ذال است در کتابت لیک بششصد و نود و شش کم است دال از ذال . انوری. و ذویلة مصغر آن است.(ع مص) سبک رفتن. (تاج المصادر بیهقی). نرم رفتن. || شتاب رفتن.
کلمات همقافیه با «ذال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر