معنی دیگر کردن
7 بازدید
[ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) تغییر. (یادداشت مرحوم دهخدا). دگرگون ساختن. بدل کردن. مبدل ساختن : نندیشم از ملوک و سلاطینش دیگر کنم رسوم و قوانینم.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «دیگر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر