معنی دیگرگون نمودن
8 بازدید
[ گَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) دگرگون نشان دادن. متغیر ساختن : چهره ها را چون صفحهٔ کتاب دیگرگون نمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «دیگرگون نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر