معنی دیو بخوریده
[ وْ بِ خوَ / خُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جن دار و مصروع. (ناظم الاطباء). آسیب زده و پری زده. (آنندراج). مخبل. (السامی فی الاسامی چاپ عکسی ص ۷۳). الذی مسه الشیطان باذی. (حاشیهٔ نسخه ای از السامی).
کلمات همقافیه با «دیو بخوریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر