معنی دیو بخوریدن
[ وْ بِ خوَ / خُ دَ ] (مص مرکب) مخبط گشتن. مخبل گردیدن. رجوع به دیوبخوریده و نیز السامی فی الاسامی چ عکسی ص ۷۳ شود.
کلمات همقافیه با «دیو بخوریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر