معنی دیوگوهر
7 بازدید
[ وْ گَ / گُو هَ ] (ص مرکب) دیونژاد. دیونهاد. با سرشت دیو: نشکند قدر گوهر سخنم نظم هر دیوگوهر مهذار.خاقانی. آه من سازد آتشین پیکان تا در این دیوگوهر اندازد.خاقانی. سیمرغ دولت از فزع دیوگوهران در گوهر حسام سلیمان نگین گریخت. خاقانی. با آنکه مور حوصله و دیوگوهرم هم مرغ او شوم که سلیمان شناسمش. خاقانی.
کلمات همقافیه با «دیوگوهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر