معنی واژه دیهیمدار
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (نف مرکب) دارندهٔ دیهیم. تاجدار. (ناظم الاطباء): بزرگان پیاده شدند از دو روی چه دیهیم دار و چه دیهیم جوی.فردوسی. سوی تخت و ایوان نهادند روی چه دیهیم دار و چه دیهیم جوی.فردوسی. بگفتند با شاه دیهیم دار که شادان بزی تا بود روزگار.فردوسی.