معنی دین‌پرور

معنی دین‌پرور

6 بازدید
[ پَ رْ وَ ] (نف مرکب) کنایه از متشرع. (آنندراج). صفت کسی که به پرورش دین همت گمارد. ترویج کنندهٔ دین : قوام دین پیغمبر ملک محمود دین پرور ملک فعل و ملک سیرت ملک سهم و ملک سیما. فرخی. ملک بوسعید آفتاب سعادت جهاندار و دین پرور و دادگستر.فرخی. خدای حکم چنان کرده بود کان بت را ز جای برکند آن شهریار دین پرور.فرخی. کجا معاویه و کو یزید و کو هشام کجاست عمر عبدالعزیز دین پرور. ناصرخسرو. پادشاه میمون عالم عادل دادگستر دین پرور. (سندبادنامه ص ۳۴۲). گروهی بر آن کوه دین پروران مسلمان فارع ز پیغمبران.نظامی. بصدقی که روید ز دین پروران به وحیی که آید به پیغمبران.نظامی. تو دین پروری خصم کین پرور است. فرشته دگر اهرمن دیگر است.نظامی. بدامن پاکی دین پرورانت بصاحب سری پیغمبرانت.نظامی. چنین پادشاهان که دین پرورند ببازوی دین گوی دولت برند.سعدی. جهانبان و دین پرور و دادگر نیامد چو بوبکر بعد از عمر.سعدی. و دایم موقر... و سرور دین پرور باد. (تاریخ قم ص ۴).

کلمات هم‌قافیه با «دین‌پرور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید