معنی دیموم
7 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) بمعنای دیمومة. بیابان فراخ بی آب. (از منتهی الارب). بیابان پهناور و بیابان که در آن آب نباشد. (از اقرب الموارد ذیل مادهٔ دم م).
کلمات همقافیه با «دیموم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر