معنی دیرگرد
6 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب) آنکه دیر به دیدار دوستان رود. که با آشنایان کم ملاقات کند: دیر بر سر آن غزال دیرگرد آمد مرا از طپیدن های دل پهلو به درد آمد مرا میرزارضی دانش (از سفینهٔ خوشگو نسخهٔ خطی دانشگاه).
کلمات همقافیه با «دیرگرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر