معنی دیرپائیدن
[ دَ ] (مص مرکب) مدت درازی ماندن. دیر زمانی عمر کردن : از باغ بزندان برم و دیر بیایم چون آمدمی نزد شما دیر نپایم.منوچهری. - امثال: هرچه زود برآید دیر نپاید.
کلمات همقافیه با «دیرپائیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر