معنی دیرساز

معنی دیرساز

5 بازدید
(نف مرکب) دیرپیوند. (یادداشت مؤلف). دیرآشنا: چو این نامه آمد بسوی گراز پراندیشه شد مهتر دیرساز.فردوسی. چنین داد پاسخ که آز و نیاز دو دیوند پتیاره و دیرساز.فردوسی. اگر چه شود بخت او دیرساز شود بخت فیروز با خوشنواز.فردوسی. چنین داد پاسخ به کسری که آز ستمکاره دیوی بود دیرساز.فردوسی. یکی گفت کای شاه کهترنواز چرا گشتی اکنون چنین دیرساز.فردوسی. - اختر دیرساز؛ بخت دیرساز. بخت نامساعد. بخت ناسازگار: برفتند و نومید بازآمدند که با اختر دیرساز آمدند.فردوسی. بتاریخ شاهان نیاز آمدم به پیش اختر دیرساز آمدم.فردوسی. - بخت دیرساز؛ بخت نامساعد: اگرچه بدی بختشان دیرساز به کهتر نبرداشتندی نیاز.فردوسی. - گنبد دیرساز؛ آسمان ناسازگار. دیرآشتی : بدیدم که این گنبد دیرساز نخواهد همی لب گشادن براز.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «دیرساز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید