معنی دیررام
5 بازدید
(ص مرکب) که دیر مطیع شود. خودسر. که آسان تن به اطاعت ندهد: ندانی کو چگونه خویش کام است ز خوی بد چگونه دیررام است. (ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «دیررام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر