معنی دیردیر
6 بازدید
(ق مرکب) دیرادیر. دیربدیر. با فاصلهٔ زمانی. هر از چندی : حکیمان دیردیر خوردند و عباد نیم سیر. (سعدی). معشوقه که دیردیر بینند آخر کم از آنکه سیر بینند.سعدی.
کلمات همقافیه با «دیردیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر