معنی دیدهور گردیدن
7 بازدید
[ دی دَ / دِ وَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) دیده ور گشتن: اعثار؛ دیده ور گردیدن. اطلاع. (مجمل اللغة) (ترجمان القرآن).
کلمات همقافیه با «دیدهور گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر