معنی دیدبانی
6 بازدید
[ دی دَ / دْ ] (حامص مرکب) عمل دیدبان : چو آن سرو روان شد کاروانی ز تاک سرو میکن دیدبانی.حافظ.
کلمات همقافیه با «دیدبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر