معنی دیدار شدن
8 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) مرئی شدن. (یادداشت مؤلف): سپهبد همیراند بر پیل راست چو دیدار شد ببر خفتان بخواست.اسدی.
کلمات همقافیه با «دیدار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر