معنی دیت

معنی دیت

10 بازدید
[ یِ ] (اِ) در تاریخ آلمان به معنی مجلس یا انجمن شور یا قانونگذاری است و منشأ آن جلساتی بود از مالکین و اتباع آزاد که امرا آنها را برای بحث در مخارج دربار خود احضار میکردند و «دیت امپراطوری» یعنی دیت امپراطوری مقدس روم که به آلمانی «رایشتاگ» خوانده میشد. بعضی دیگر از مجالس مقننه از جمله مجالس مقننهٔ لهستان، مجارستان، بوهم، ممالک اسکاندیناوی و ژاپن نیز دیت نامیده شده اند. (از دائرة المعارف فارسی).
[ یَ ] (ع اِ) مأخوذ از دیة تازی بمعنی خونبها و آن در شرع ده هزار درهم است. دیت را فارسیان بمعنی مطلق جرمانه نیز آرند. (از غیاث). دیة خونبها. (زمخشری) آنچه واجب آید در کشتن. ج، دیات. تاوان. (یادداشت مؤلف). عَقل. غیرَة. مَعقُلَة. نَذَر. اعتقال؛ دیت گرفتن. عقل؛ دیت پذیرفتن. عقل؛ دیت دادن (کشته را). شَنَق؛ دیت جراحات. (منتهی الارب): نه بقصاصش کنند خلق اشاره نه به دیت پادشه بخواهد ازو مال. منوچهری. عقل اگر در میانه کشته شود دیت از بادخانه بستانم.خاقانی. بر زمین صد هزار خونریزیست یک دیت آسمان نخواهد داد.خاقانی. غصهٔ ایام ریخت خون چو خاقانیی شو، دیت خون او زان می چون خون بیار. خاقانی. ای چرخ شریف کش که دونی جان را دیت از دهات جویم.خاقانی. کشت صبر مرا نیاز عطات دیت کشتهٔ نیاز فرست.خاقانی. خون خرد بریز و دیت بر عدم نویس برگ هوا بساز و نثار از روان طلب.خاقانی. بیش و کمی را که کشی در شمار رنج بقدر دیتش چشم دار.نظامی. سیم دیت بود مگر سنگ را کآمد و خست آن دهن تنگ را.سعدی. آن عاشق مجروح ندانی که چه گفتست هر خون که دلارام بریزد دیتی نیست. سعدی. خونبهای جرم نفس قاتله هست بر حلمش دیت بر عاقله.مولوی. گر خطا کشتم دیت بر عاقله است عاقله جانم تو بودی از الست.مولوی. چون برای حق و روز عاجل است گر خطایی شد دیت بر عاقله است.مولوی. و رجوع به دیة و دیه شود.

کلمات هم‌قافیه با «دیت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید