معنی دیبارخ
7 بازدید
[ رُ ] (ص مرکب) دیباروی. که چهره ای دارد چون دیبا از لطافت و زیبائی : یادم از آن لعبت دیبارخان کز لب خود دادی حلوای من.سوزنی.
کلمات همقافیه با «دیبارخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر