معنی دژنام
8 بازدید
[ دُ ] (اِ مرکب) دشنام و ملامت. (آنندراج). ناسزا. فحش: معاقرة؛ پیوسته کاری کردن و با کسی کاویدن در دژنام یا در هجا یا در خصومت. (تاج المصادر بیهقی). - دژنام دادن؛ ناسزا گفتن. فحش دادن. شتم. (تاج المصادر بیهقی): استقذاف؛ دژنام دادن خواستن. (تاج المصادر بیهقی). || آبله و بثر. (آنندراج). || (ص مرکب) بدشگون. بدفال. || زشت و ناراست. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دژنام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر