معنی دژآهنگ
6 بازدید
[ دُ هَ ] (ص مرکب) (از : دژ، به معنی بد +آهنگ، به معنی قصد) (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). دژآهنج. بدخوی و بدکردار. (برهان) (ناظم الاطباء). بدخوی و تندخلق. بدخو و تند. بدخوی و بدجوی. (لغت فرس اسدی). || خشمناک و سهمگین. (برهان). خشمگین و غضبناک : لاحول همی گفتم و آن دیو دژآهنگ دم آخته چون پرچم شاهان به صف جنگ. (منسوب به منوچهری). || بدقصد. بدنیت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (اِ مرکب) تیر تخش. (برهان). || در پهلوی در وصف تیر و زوبین بکار رود. (لغت فرس اسدی). زوبین. (برهان). سنان کوچک. (ناظم الاطباء): به یک خدنگ دژآهنگ جنگ داری تنگ تو بر پلنگ شخ و بر نهنگ دریابار. عنصری.
کلمات همقافیه با «دژآهنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر