معنی دژآهنج
6 بازدید
[ دُ هَ ] (ص مرکب) دژآهنگ. بدخوی. (برهان). بدخوی و ترش روی. (ناظم الاطباء). تندخلق. || خشمگین و سهمناک و بدکردار. (برهان). خشمگین و غضبناک. || (اِ مرکب) تیر تخش. (برهان) (آنندراج). || زوبین. (برهان). سنان کوچک. (آنندراج). نیزهٔ کوچک نوک تیز. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دژآهنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر