معنی دوگوشه
6 بازدید
[ دُ شَ / شِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) بستو که دو دسته دارد. (یادداشت مؤلف). مرطبان. سفالین کوچک : در خواب چنین دیدم که دو گوشه جغرات آوردند. (انیس الطالبین بخاری). حضرت خواجه با من این خواب می گزارد که خادمه دو گوشهٔ جغرات آورد. (انیس الطالبین بخاری). || هر ظرفی که دو دسته داشته باشد: گوید کایدون نماند جای نیوشه در فکند سرخ مل به رطل دوگوشه. منوچهری. || هر چیز که دو پیش آمدگی داشته باشد و به کنجی و زاویه ای منتهی شود: اگر به چرخ بر از چرخ او نمونه کنند نمونه ناطح انوار گردد و اجرام تنش بخاید شاخ دو شاخهٔ ناهید ز هش بمالد گوش دو گوشهٔ بهرام. (از سندبادنامه ص ۱۲).
کلمات همقافیه با «دوگوشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر