معنی دوکان داری
8 بازدید
[ دُ ] (حامص مرکب) اداره کردن دکان. دکانداری. شغل دکاندار. || محافظت دکان. || زبان گرمی و تملق و چاپلوسی. (ناظم الاطباء). نیرنگ سازی و حقه بازی.
کلمات همقافیه با «دوکان داری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر