معنی دوپیکان
7 بازدید
[ دُ پَ / پِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) (مرکب از «دو» +«پیکان» که آهن نوک تیز سر تیر است) تیری که دارای دوپیکان است. که دو پیکان دارد. (یادداشت مؤلف): به تیر دوپیکان ز سر برگرفت کنیزک بدو ماند اندر شگفت.فردوسی. چو گوش آهخته دارد دیده گوید مگر تیری دوپیکان می نماید.حافظ اوبهی.
کلمات همقافیه با «دوپیکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر