معنی دوننواز
7 بازدید
[ نَ ] (نف مرکب) حامی سفلگان و فرومایگان و نوازندهٔ آنان. (ناظم الاطباء). دون پرست. دون پرور. سفله پرور. (یادداشت مؤلف): فلک دون نواز یک چشم است وان یکی هم میان سر دارد. ؟ (از امثال و حکم دهخدا). و رجوع به دون و دون پرست و دون پرور شود.
کلمات همقافیه با «دوننواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر