معنی دومویه
6 بازدید
[ دُ یَ / یِ ] (ص نسبی) آغاز سیاه و سپیدی موها. (ناظم الاطباء). دومو. - دومویه شدن؛ شمط. اکتهال. آمیخته موی گشتن. (یادداشت مؤلف). و رجوع به دومو شود.
کلمات همقافیه با «دومویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر