معنی دومغزه
7 بازدید
[ دُ مَ زَ / زِ ] (ص نسبی) با دو مغز. دومغزی. که دارای دو مغز باشد. || کنایه از فربه و قوی. (آنندراج): دل زنده می کند نفس جانفزای صبح جان می شود دومغزه ز آب و هوای صبح. صائب (از آنندراج). کردم به درخت نعت پیوند از فکر دومغزه مصرعی چند. واله هروی (از آنندراج). و رجوع به دومغزی شود.
کلمات همقافیه با «دومغزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر