معنی دومة
6 بازدید
[ دَ مَ ] (ع اِ) زن مست. (ناظم الاطباء). || خایه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ دَ مَ ] (اِخ) زنی بوده است می فروش. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج).[ دَ مَ / دو مَ ] (اِخ) دومةالجندل. شهری نزدیک تبوک که در آن حصنی محکم بوده است. (ناظم الاطباء). رجوع به دومة الجندل شود.
کلمات همقافیه با «دومة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر