معنی دولتگیا
5 بازدید
[ دَ / دُو لَ ] (اِ مرکب) گیاه دولت. (شرفنامهٔ منیری). گیاهی که به زعم قدما اگر کسی آن را به دست بیاورد به دولت و ثروت و خوشبختی رسد. (از شعوری ج ۱ ورق ۴۰۶): چون در ریاض خدمت تو نزهتی کنم اول قدم ز راه به دولت گیا رسم. سپاهانی (از شرفنامه).[ دَ / دُو لَ ] (اِ مرکب) گیاه دولت. (شرفنامهٔ منیری). گیاهی که به زعم قدما اگر کسی آن را به دست بیاورد به دولت و ثروت و خوشبختی رسد. (از شعوری ج ۱ ورق ۴۰۶): چون در ریاض خدمت تو نزهتی کنم اول قدم ز راه به دولت گیا رسم. سپاهانی (از شرفنامه).
کلمات همقافیه با «دولتگیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر