معنی دولتپناه
6 بازدید
[ دَ / دُو لَ پَ ] (ص مرکب) پناه و ملجأ دولت و سلطنت. (ناظم الاطباء). که در پناه بخت و نعمت و اقبال است. که بخت و اقبال پشت و پناه اوست : که دولت پناها جوانبخت باش همه ساله با افسر و تخت باش.نظامی. یکی سوی دستور دولت پناه به چشم سیاست نظر کرد شاه.نظامی. یاران همنشین همه از هم جدا شدند ماییم و آستانهٔ دولت پناه تو.حافظ.
کلمات همقافیه با «دولتپناه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر