معنی دولتپرست
6 بازدید
[ دَ / دُو لَ پَ رَ ] (نف مرکب) که سلطه و اقتدار را بپرستد. که در جستجوی سعادت و دولت است. دولتخواه : زنده بود طالع دولت پرست بندهٔ دولت شو هر جا که هست.نظامی. و گرچون مقبلان دولت پرستی طمع را میل درکش بازرستی.نظامی. بدین تخت و این جام دولت پرست بسا جام و تختا که آری بدست.نظامی. گذارنده دانای دولت پرست به پرگار دولت چنین نقش بست.نظامی.
کلمات همقافیه با «دولتپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر