معنی دولتسرا
5 بازدید
[ دَ / دُو لَ سَ ] (اِ مرکب) دولت سرای. خانهٔ سعادت و دولت. سرای دولت. تعبیری ادب و احترام آمیز از کاخ شاهان. کوشک و بارگاه. (ناظم الاطباء). کاخ. قصر: خاصه در دولت سرایی کاندر او مدحت سرا تنگ سیم آید و زو بیرون شود با تنگ سیم. سوزنی. بیا ساقی آن آب حیوان گوار به دولت سرای سکندر سپار.نظامی. دورم به صورت از در دولت سرای تو لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم. حافظ. || دولت منزل. دولت خانه. در زبان ادب، تعبیری احترام آمیز از خانهٔ کسی؛ دولت سرا کجاست؟ (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دولتسرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر