معنی دولتزای
6 بازدید
[ دَ / دُو لَ ] (نف مرکب) که سعادت و نعمت پدید آورد: بخت را کوست بکر دولت زای عقد بر شاه کامران بستند.خاقانی. که ظفر و نصرت را با رای دولت زای و رایات مملکت افزای ما هم عنان گردانیده است. (تاریخ جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «دولتزای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر