معنی دولابگردانی
7 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) حمل مال التجاره از شهری به شهری. (ناظم الاطباء). || به مال دیگران بازی کردن و این از جهت بی دستگاهی بود. (آنندراج): سبحه گردانی به هنگام پریشانی کند زاهد از بیمایگی دولاب گردانی کند. اشرف (از آنندراج). و رجوع به دولاب گردان شود.
کلمات همقافیه با «دولابگردانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر