معنی دولابگردان
7 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب) کسی که تجارت و داد و ستد می کند. (ناظم الاطباء). || به مال دیگران بازی کننده و این از جهت بی دستگاهی بود. (از آنندراج): از جگر سرمایه دارد دردکان تاجر دولاب گردان چشم ماست. شاپور تهرانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دولابگردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر