معنی دوص
6 بازدید
[ دَ / دِوْصْ ] (اِ) دوس. آب آهن تاب که در آن آهن تافته شده اندازند. (اختیارات بدیعی) (ناظم الاطباء). آبی که از جوهر آهن حاصل شود. (از صیدنهٔ ابوریحان بیرونی). آب غلیظ و سیاهی که آهنگر در آن آهن گرم را سرد کند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). ماءالحدید است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). رجوع به تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۱۶۳ شود. مترجم فرانسوی ابن البیطار گوید: به کسر «دال» و سکون «واو» و «صاد» این کلمه فارسی است به معنی آب آهن تاب و بعضی آن را خبث الحدید ترجمه کرده اند و مننسکی همان معنی اول را به کلمه داده است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دوص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر